یاداشتهای شخصی
|
||
سه شنبه 21 تير 1390برچسب:, :: 18:16 :: نويسنده : حمید خان
مرض قند یا دیابت یکی از شایعترین عوامل ایجاد کننده اختلال نعوظ در مردان است. دیابت با اثرات سوء روی عروق، اعصاب و بافت آلت تناسلی سبب اختلال در نعوظ می گردد. دیابت با اثرات سوئی که روی عروق دارد، عروق قلب را نیز تحت تأثیر قرار می دهد و سبب نارسائی عروق قلب می شود. برای ۱۰ درصد مردانی که به علت اختلال در نعوظ به پزشک مراجعه می کنند، در بررسی ها مشخص می شود که از قبل مبتلا به دیابت بوده اند ولی نمی دانسته اند.. ۲۸ درصد مردان ۵۹ ۲۰ ساله که مبتلا به دیابت نوع یک هستند، مبتلا به ناتوانی جنسی خواهند بود. هر سال که از ابتلای به بیماری دیابت می گذرد، ۵/۴ درصد احتمال ابتلا به ناتوانی جنسی افزایش می یابد. برای مثال در مردی که سابقه ۱۰ ساله ابتلا به دیابت دارد، خطر بروز ناتوانی جنسی ۴۵ درصد است. سه شنبه 21 تير 1390برچسب:, :: 18:14 :: نويسنده : حمید خان
بهطور عموم این باور غلط در گروهی از افراد جامعه ما وجود دارد که رابطه زناشویی منحصر به جوانان است و آن را پس از تولد فرزندان و برای سنین میانسالی و یا سالمندی غیرضروری میدانند. هر چند به این نکته واقفیم که در این سنین هم در مردان و هم در زنان میل و دفعات مقاربت با افزایش سن کاهش مییابد ولی رابطه عاطفی و صمیمیت بین آنان افزایش مییابد. مهمترین عوامل موثر در میزان فعالیت جنسی در سن بالا عبارتاند از: بقا و سلامت همسر، سلامت خود فرد و میزان فعالیت جنسی در سالهای قبل، هر چند میدانیم که درجاتی از کاهش میل و کارکرد جنسی در میانسالی و سالمندی اجتنابناپذیر است اما به نظر میرسد عوامل فرهنگی و اجتماعی در تغییرات جنسی در این سنین بیش از مضرات روانشناختی ناشی از پیری نقش داشته باشد. برای افراد سالم در میانسالی و سالمندی رابطه زناشویی رضایتبخش امکانپذیر است اما تعدادی از افراد این فعالیتها را کنار میگذارند. در جامعه ما این مساله تحت تاثیر باورهای اجتماعی و فرهنگی به خصوص وجود عروس و دامادها و... قرار گرفته و موجب نارضایتی بین زوجین و در نهایت به اختلافات زناشویی منجر میشود. گاهی به دلیل وجود تمنا و فعال بودن مرد در این سنین نسبت به زنان نارضایتی ایجاد میشود. در بعضی موارد ریشه این اختلافات میتواند از سوی درمانگر نیز مغفول بماند. این باور عامه که سالمندان اساسا عاری از دغدغههای جنسی هستند اغلب یک عقیده شخصی است بنابراین افرادی که این عقیده را ندارند میانسالی بیشتر و بهتری را تجربه میکنند. در بین سنین اگر افزایش رضایت جنسی موجب نارضایتی شود و یا به علت ناگهانی حادث شود نیاز به بررسی وجود دارد.
سه شنبه 21 تير 1390برچسب:, :: 18:12 :: نويسنده : حمید خان
ماساژ علاوه بر تاثیرات مفیدی که روی بدن دارد، میتواند نقش تحریک کنندگی نیز داشته و لذت رابطه زنا شویی را دو چندان نماید. سه شنبه 21 تير 1390برچسب:, :: 18:9 :: نويسنده : حمید خان
تصور بیشتر افراد از یک رابطه زناشویی سالم، رسیدن به آن چند ثانیه ارگاسم و لذت و حس رهایی ناشی از آن است.... سه شنبه 21 تير 1390برچسب:, :: 18:5 :: نويسنده : حمید خان
ناتوانی جنسی و انزال زودرس در مردان و بی میلی جنسی در زنان از شایع ترین اختلالات جنسی است که متاسفانه بسیاری از خانواده ها از وجود این مشکلات آگاهی ندارند و این موضوع می تواند زمینه ساز مشاجره ها و اختلافات خانوادگی و حتی طلاق زوج ها باشد... یک شنبه 19 تير 1390برچسب:, :: 15:43 :: نويسنده : حمید خان
1- ازدواج به دلیل دوری از خانواده و پدر و مادر: وقتی وضعیت در خانهی پدری، شوم و اندوهبار باشد، ازدواج یک راه گریز محسوب میشود. تعجبی ندارد که خیلیها این راه گریز را انتخاب میکنند؛ اما بهطور معمول، این مسیری است که شما را از چاله درآورده و به چاه میاندازد. یکی دو سال دیگر در خانهی پدر و مادر ماندن، بهتر از آن است که با نخستین پیشنهاد ازدواج، تن به تاهل دهید، چون آنوقت ممکن است شریک زندگیتان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد. 2- ازدواج به دلیل نگرش یک جانبهی پدر و مادر شما به شخص مورد نظر: البته جای تعجب دارد که پدر و مادر شما بهطور واقعی، همسر آیندهی شما را دوست بدارند؛ اما دوست داشتن این فرد از سوی آنان، دلیل کافی برای مدنظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نیست. سالهای آینده، زمانی که (بعد از 120 سال ) از میان شما رفتند، شما کماکان باید اسیر فرد رویاهای آنان باشید؛ فردی که شاید مرد یا زن رویاهای شما نباشد. 3- ازدواج فقط به دلیل پول و ثروت: اگر شما شیفتهی فردی هستید که ثروتمند است و فقط به همین دلیل حاضرید با او ازدواج کنید و به دیگر ابعاد توجه نمیکنید، این ملاک مناسبی نمیباشد. ایدهی ازدواج کردن با یک فرد، بدون توجه به احساس و عاطفهی قلبی و فقط از روی نگاه مادی گرایانه، بهطور یقین، عقلانی نیست و اشتباه میباشد. 4- ازدواج به دلیل ترحم و دلسوزی به یک فرد: گاهی انگیزهی فرد برای ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهایی، فشارهای زندگی، مشکلهای اقتصادی و اجتماعی و دلیلهای دیگر است. برای نمونه، دختری که به پسری وابستگی شدید دارد، مسوولیت زندگی او از جمله کار، مسکن و مسائل مادی را میپذیرد. چنین انگیزههایی بعد از مدتی کوتاه، رو به خاموشی میرود و در نهایت، زندگی مشترک را با بحران مواجه میسازد. 5- ازدواج به دلیل خو گرفتن به ارتباط در طی زمان طولانی: هنگامی که دو نفر پس از آشنایی، تصمیم به ازدواج با یکدیگر میگیرند، اشکالی ندارد؛ اما موقعی اجبار به دلیل «عادت محض» خطرناک میشود که دو نفر که با هم ازدواج کردهاند و بعد، از یکدیگر طلاق گرفته و به هم عادت کردهاند، تصمیم بگیرند دوباره شانس خود را امتحان کنند؛ مطمئن باشید هرگاه بار نخست، کارساز نبوده باشد، بار دوم نیز، کارساز نخواهد بود. 6- فردی که برای رسیدن به شما از همسرش جدا میشود: بهطور معمول، اینگونه ازدواجها، زیاد دوام نخواهد آورد و پایهای برای یک رابطهی درازمدت نخواهد بود. فردی که به خاطر شخصی حاضر است به همسر یا نامزد خود خیانت کند، بهطور مسلم رابطهی آنان، استحکامی نخواهد داشت؛ زیرا کسی که توسط شما به فرد دیگری خیانت کرده، روزی نیز به خود شما خیانت خواهد کرد. 7- ازدواج، ابزاري براي دستيابي به خواستههاي ديگر: گاهي انگيزهي اصلي در تشکيل زندگي مشترک، عشق به فرد مقابل و نياز روانشناختي به زيستن با فرد مقابل نيست؛ بلکه او وسيلهاي براي رسيدن به هدفهاي ديگر ميشود. براي نمونه، خانمي که دوست دارد در خارج از کشور زندگي کند، ممکن است با پيشنهاد فردي جهت ادامهي زندگي مشترک در خارج با او ازدواج کند؛ ولي مسائل فرهنگي، استرسهاي متعددي را به دنبال داشته است؛ بنابراين گاهي ازدواج به خاطر ترس از تنهايي، از دست دادن زيبايي، از دست دادن پدر و مادر، کاهش شور زندگي و ... صورت ميگيرد. در چنين فضايي، امکان سازگاري با مشکلهاي زندگي، ضعيف بوده و در نهايت، ضريب ريسک اين ازدواجها، بالا ميباشد. 8- ازدواج به دليل عشق سطحي و زودگذر: گاهي دو نفر، چنان علاقهاي به يکديگر پيدا ميکنند که گمان ميبرند به راستي، عاشق هم هستند. وقتي هيجان با سرعت چشمگيري در رابطهها پيش برود، شناخت يکديگر به روال عادي و تدريجي خود، پيش نميرود؛ زيرا وقت کافي براي اين امر وجود نداشته است. صراحت، صداقت و اعتمادي که لازمهي يک رابطهي محکم است، احتياج به زمان دارد. يک آشنايي سريع، هر چهقدر هم که هيجانآور باشد، تنها يک صميميت ظاهري به بار ميآورد که به آساني با نزديکي و صميميت واقعي، اشتباه ميشود. به همين دليل، ازدواجهايي که در کوتاهمدت اتفاق ميافتند، ممکن است خطرهايي را به دنبال خواهند داشت. 9- ازدواج فقط به دليل پدر و مادر شدن: بدون شک، يکي از مهمترين عاملهاي تحريک کننده براي ازدواج، اين است که فرد، خود را پدر يا مادر ببيند و دوست داشته باشد که صاحب فرزندي شود؛ اما آيا به اين موضوع آگاهي داريد که قادر هستيد از لحاظ تربيتي، عاطفي، اخلاقي و مادي، شرايطي را براي هرچه بهتر تربيت شدن فرزندتان فراهم کنيد؟ بيشک روزگار سپري ميشود؛ بچهها بزرگ ميشوند؛ ازدواج ميکنند و به دنبال زندگي خويش ميروند. آنگاه است که احساس ميکنيد باز شما هستيد و تنهايي. پس فردي را انتخاب کنيد که فقط در فکر اين نباشيد که با او صاحب فرزند شويد؛ بلکه شخصي باشد که در تمام مراحل زندگي، پا به پاي شما، گام بردارد و مونس و همدم واقعيتان باشد. 10- ازدواج فقط به دليل پايان دادن به دوران نامزدي: دوران نامزدي دستکم، شرايطي را براي آگاهي زوجين از هم فراهم ميآورد. تعدادي از افراد در اين دوران، متوجه تفاوتهاي بسياري بين خود و فرد مقابل ميشوند يا در اين دوران، متوجه ناراحتي و يا مبتلا بودن فرد به يک اختلال رواني يا وابستگي او به مواد مخدر ميشوند؛ اما با وجود آگاهي به اين مسائل، بنا به دليلهاي فرهنگي از جمله اينکه به هم خوردن نامزدي را مساوي با بيآبرويي و از دست دادن حيثيت خود، قلمداد ميکنند، تن به ازدواج ميدهند. چنين تجربههايي در زندگي مشترک، بسيار بحرانزا بوده و احتمال جدايي آنان قابل پيشبيني است. 11- ازدواج فقط به دليل زيبايي ظاهري: اهميت جذابيت جسماني، به عنوان يک عامل مهم در دوستيها و مناسبهاي اجتماعي، غيرقابل انکار است. به نظر ميرسد افرادي که جذابيت ظاهري دارند، رفتارهاي پسنديدهتر و ويژگيهاي شخصيتي زيباتري هم داشته باشند. به خاطر چنين تصوري، تعداد زيادي از دختران و پسران، مجذوب جذابيت جسماني هم ميشوند، زماني که اهميت اين عامل در معيارهاي افراد براي تشکيل زندگي مشترک، بدون توجه به عاملهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و شخصيتي افراد لحاظ ميشود، ضريب خطرپذيري چنين ازدواجهايي نيز به طور طبيعي، بالا خواهد رفت.
یک شنبه 19 تير 1390برچسب:, :: 15:41 :: نويسنده : حمید خان
رابطه جنسي نقش بسيار مهمي در ازدواج دارد، ولي با اينحال زوج هاي زيادي بدون توجه عمیق به آن زندگي ميكنند. در این بحث از دیدگاه مرد و زن نحوه صحیح رابطه جنسی را بررسی می کنیم . بدون برو برگرد همه مي دانند كه رابطه جنسی حياتي ترين جزء همه ي ازدواج هاست. پس اگر يكي يا هر دوي زوجين علاقه و رغبت خود را از دست دادند چه مي شود؟ تحقيقات نشان داده است كه درصد انبوهي از چنين ازدواج هايي با شكست مواجه مي شود. (بعد از مسايل مالي، مسايل جنسي دومين دليل براي طلاق شناخته شده است). نااميد نشويد. راه هاي زيادي براي جلوگيري از آن وجود دارد. در اينجا سه راه براي جان بخشيدن دوباره به زندگي جنسيتان براي شما فراهم آورده ايم. پس اگر مي خواهيد ازدواجتان به طلاق ختم نشود، اين سه مرحله را با ما دنبال كنيد. 1. به خودتان متكي باشيد فرقي نمي كند كه همسرتان چقدر دوستتان داشته باشد و بخواهد ارضائتان كند؛ تحريكات و شور جنسي او به هيچ وجه شبيه به شما نيست. به همين دليل غيرمنطقي است اگر انتظار داشته باشيد هر زمان شما تحريك شديد در اختيارتان باشد. بايد ياد بگيريد كه چطور گهگاه نيازهايتان را كنترل كنيد. احتمالاً تصور خواهيد كرد كه عادلانه نيست و مطمئناً عصباني خواهيد شد. 2. تنوع، مزه ي زندگي است احتمالاً زندگي جنسي شما دچار يكنواختي شده است. حتي مهیج ترين فرد در رابطه جنسی هم اگر رابطه جنسی برايش تكرار مكررات شود، از آن دلزده خواهد شد. اگر اين مورد را در رابطه جنسي خودتان با همسرتان هم مشاهده مي كنيد، پس وقتش رسيده كه كمي تنوع وارد اين رابطه كنيد. براي جلوگيري از يكنواختي جنسي، بايد كمي خلاق باشيد.
بهتر است با همسر خود از فبل هماهنگ كنيد كه اسپرم کجا ریخته شود چرا که این مطلب سبب آرامش خاطر بیشتر طرفین و تحریک بیشتر می شود.
فراموش نكنيم كه هيچ يك از اين رفتارها چه هنگام رابطه جنسي و چه در حالتهاي ديگر زندگي از جانب زن بدون پاسخ نخواهد ماند.تذكر به خانمها: اگر مردي به اين نكات توجه نكرد، شك نكنيد كه در رابطه جنسي توانا نيست و خودخواه ميباشد.راستي آقايان پا به سن گذاشته حتماً قبل از آوردن نوشيدني ادرار خود را تخليه كرده و آلت خود را شستشو دهند تا پروستاتشان معيوب نگردد. در آخر بعد از انجام رابطه جنسي بهتر است از همسر خود تشكر كنيد و...هزاران كار ديگر هست كه مي توانيد براي از بين بردن يكنواختي موجود در رابطه تان انجام دهيد. 3. اگر همه چيز عمل نكرد، صادق باشيد من با زوج هاي زيادي روبه رو بوده ام كه بي علاقگي و نارضايتي يكي از زوجين از رابطه جنسی باعث جدايي شده است. البته شما هم ممكن است به فكر اينكار بيفتيد. اما بدانيد طلاق يا برقراري رابطه ي جنسي با افرادي غير از همسرتان، راه حل هاي مناسبي نيستند. درست است كه عشقبازي با غير مي تواند مشكلتان را حل كند، اما بدانيد كه در طولاني مدت مشكلات بيشتري نيز برايتان ايجاد مي كند و باعث خراب شدن ازدواجتان هم مي شود. حتي اگر ازدواجتان هم سالم باقي بماند، درد و رنجي كه همسرتان از عشقبازي شما با كس ديگري متحمل مي شود، بي اندازه است. طلاق هم راه حل خوبي به شمار نمي رود. اگر به جاي پيدا كردن راه حل و برطرف كردن مشكل، از آن فرار كنيد، ممكن است زوج ديگري پيدا كنيد كه او نيز از نظر جنسي با شما ناهماهنگ و ناسازگار باشد، و بهتر است از خود بپرسيد اين كار را تا كجا ادامه خواهيد داد؟ قبل از اينكه بار و بنديلتان را جمع كنيد و همسرتان را ترك كنيد، به شما پيشنهاد ميكنم كه ببينيد آيا همسرتان از اين جريان خبر دارد؟ اطلاع دارد كه شما از رابطه ي جنسيتان با او ناراضي هستيد؟ كار ار به دعوا نكشانيد. تقصيرها را به گردن او نيندازيد، حرف هاي بد نزنيد، انتقاد نكنيد، فقط خيلي آرام به او بگوييد كه به خاطر اتلافاتي كه در روحيات جنسي شما وجود دارد، مي خواهيد كاري را كه اصلاً دوست نداريد انجام دهيد. افكار خود را با او در ميان بگذاريد. اين را به صورت يك تهديد مطرح نكنيد. فقط ميزان نااميدي خود را با او در ميان بگذاريد. به او فرصتي دوباره براي اصلاح و سازگار شدن بدهيد، و منتظر نتيجه ي آن بمانيد
صفحه قبل 1 صفحه بعد موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
![]() نويسندگان |
||
![]() |